زندگی وحشی تر و سرکش تر ازقبل در سرزمین تضادها ادامه دارد. نمی دانستم که می شود عده ای معدود همچنان شکنجه شوند و بقیه خران سرخوش و شادان سوار بر پورش و بنز و پرادو خیابانهای پرترافیک شهر را گز کنند و فخر بفروشند. دایم آن قسمت ترانه هیچکس را زمزمه می کردم:
اینجا نصف عقده ای ین -نصف وحشی
چه مصداقی دارد این ترانه. و ما چه دردمندانه به له شدن مغزها می اندیشیم. چه روشنفکرانه گیلاسهای عرق سگی بو گندوی دست ساز مخلوط با آب سیب تکدانه را سر می کشیم و فکر می کنیم که چه خوشبختیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر